۱. او از فرزندان ابوسفیان است ، به سرزمین آرامش و آسایش وارد می شود و بر منبر آن تکیه می زند .
۲. روز جمعه خروج می کند و بر منبر دمشق قرار می گیرد و آن نخستین منبری است که او صعود می کند ، آنگاه خطبه می خواند و مردم را به جهاد فرمان میدهد و از آنان بیعت می گیرد که هرگز با او مخالفت نکنند چه بر طبق خواسته ایشان و یا بر خلاف آن .
۳. خروج سفیانی حتمی است و خروجش در ماه رجب خواهد بود .
۴. نشانه خروج سفیانی این است که خسفی در سمت غربی مسجد دمشق به وجود می آید و دیوار مسجد فرو می ریزد و زلزله ای می شود و قریه ای بنام << جابیه >> در جنوب دمشق خسف می شود ، این واقعه س از خارج شدن مغربی و ساهیانش از شام اتفاق می افتد .
۵. نشانه های او کوچ کردن مغربی ها به سوی مصر است و آن در عهد سفیانی است .
منبع :
بحارالانوار،ج۵۲،ص۲۰۵ *** الزام الناصب،ص ۱۹۸ *** بحارالانوار،ج ۵۲،ص ۲۰۴ ***
غیبت نعمانی،ص ۱۴۹ *** بشاره الاسلام،ص ۱۷۷ و ۱۸۳
آمد ... و

واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.
سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.
استجابت
بي تو چه سخت مي گذرد روزگار من
خود را به من نشان بده آئينه دار من
اي آفتاب ! خيره به راهت نشسته ام
رحمي به حال ديده چشم انتظار من
هر شب براي آمدنت گريه مي كنند 
سجاده و دو ديده شب زنده دار من
اميد بسته ام كه مي آيي و مي كشي
دستي به روي اين دل اميدوار من
دل را براي آمدنت فرش كرده ام
بشتاب اي اميد دل بي قرار من
دست دعا و اشك و نيازم ظهور توست
كي مستجاب مي شود اين انتظار من
اسماعيل يكتايي لنگرودي

